ویرگول مگ » مجله اینترنتی » مذهبی » آرامش سبز » نمونه هایی از دلنوشته برای حضرت محمد (ص)

آرامش سبز-نمونه هایی از دلنوشته برای حضرت محمد (ص)

m-alikhani
0
1,611
  • +3

 حضرت محمد مصطفی (ص) یکی از مهربان ترین و بزرگ ترین پیشوایان ما شیعیان است که چندین دلنوشته برای حضرت محمد (ص) در وصف خوبی ها و مهربانی های ایشان، گردآورده ایم. این دلنوشته ها در مضامین عاشقانه و عارفانه و غمگین نوشته شده است.

متن دلنوشته برای حضرت محمد (ص):

تا نام تو برده می‏ شود، چراغ های صلوات، در جان لحظه ‏ها فروزان می‏ شوند. تا فضیلتی از تو گفته می‏ شود، دل ها از بوی گل محمدی زنده می‏ شوند. یاد نویدبخش تو، درب های صبح را به روی ما می‏ گشاید. قرآن تو، نزدیکترین راه رهایی است و نهج‏ الفصاحه ‏ات، پاک ترین مبحث بندگی.

 

******* 

دلنوشته برای حضرت محمد (ص) :

یا رسول الله!

کار از شکوه و شکایت گذشته است!

مطمئنیم که نظاره گری!

نظاره گر خون آشامانی که بنام شما سم شهادت بکامتان ریختند و ….!

و اکنون دنباله های آنان نه به هیچ کس رحم دارند و نه مروت!

هم آنان که سربریدن انسان ها برای بچه هایشان بازیست کودکانه!

آقای ما

در این غروب تمام خصلت های ستوده شده

ما را بخودمان وامگذار

و این خونخوار انسان نماهایی که نام دین شما را بسخره گرفتند

و زحمات و مرارت های شما را بدنیا فروشی هدر دادند

ای رسول مهربانی و عطوفت

فرزندان ایرانی شما دست بر قبضه ی شمشیر و بغض در گلو منتظر شهادتند

بر ایشان رحم مکن و دست انتقامت را از پرده ی انتقام برون آر

تشنه ی خونشان شده ایم … . ولی هنوز صبوریم و منتظر… .

 

دلنوشته کوتاه برای پیامبر (ص)

یا نبی اللّه‏ (ص) ! مگر می توان بر سنت شریف تو بوسه نزد؛ حال آنکه پاسخگوی تمام نیازهای روز است؟! این درست که تو را نشناخته ‏ایم، اما همه هستی ما از احترام به نامت می‏گوید که بیت بیت، قصیده ‏های روشن در دل ها می کاری و نور می پاشی در چشم‏ های خاک. (محمدکاظم بدرالدین)

 

******* 

شعری برای دلنوشته با پیامبر (ص) :

هر کجا آمد رسولی هر زمان

مُهر تأییدش محمّد (ص) بر زبان

تا نشان از احمد اُمّی نداد،

بی گمان خالق به او سری نداد

نام احمد رمـزِ وحیِ سرمد است

بر رسالت ها گواهی احمد است

 

*******

دلنوشته برای ولادت حضرت محمد (ص)

ایام به کام، ای درخت نبوت، طوبای صداقت! شاخه هایت پر بار که امروز گل کرده ای به وجود زیباترین مولود هستی؛ مولود حرم، مولود آستانه عفت و ایمان! می خوانمت به نام تمام زیبایی ها!

 

******* 

دلنوشته هایی با پیامبر (ص) :

خورشید و ماه بین دو دست تو دل خوشند

یعنی تمام تکیه عالم عصای توست

بعد از هزار سال دگر می شناسمت

وقتی که جای جای دلم رد پای توست

فریادتان تمام زمین را گرفته است

امروز هر چه می شنوم از صدای توست

 

*******

 

دلنوشته های رحلت پیامبر اکرم (ص)

با رحلت پیامبر عزیز اسلام، نه تنها مدینه بلکه تمام ملک وجود

در اندوه و در عزا فرو رفت. رواست اگر آسمان و زمین خون گریه کنند؛ چرا که این داغ

عزای قافله سالار انبیاست. با رحلت نبی اکرم شهر مدینه یکسره بلا شد و قومی برای غصب

خلافت جمع شدند. از آن پس هرشب صدای ناله زهرا به گوش مردم مدینه می‌رسید. پس از آن

بود که غربت زهرای مرضیه و علی مرتضی آغاز شد. غربت اهل بیت نشان از چه داشت غیر از

ناسپاسی مردمان نسبت به پیامبری که وجودش برای آنان رحمت و برکت بود؟ پیامبری که آن

همه سفارش اهل بیتش را کرده بود؟ پیامبر اکرم از همه اتفاقات پس از خود؛ از غم حیدر

خیبر شکن، به آتش زدن خانه دخترش، فردای حسین و حسن، از حسین و بدن بی کفنش خبرداشت.

او می‌دانست که آزردن بتول پس از رحلت رسول شروع جنایات کربلا خواهد بود. اشک از دیده

فرو ریخت. روحش پر زد و دختر مظلومه او تنها ماند. 


دلنوشته های کوتاه برای پیامبر (ص) :

یا رسول اللّه‏ (ص) ، تو را نشناخته‏ ایم و فقط می دانیم که نامت بر همه کائنات ترجیح دارد. چگونه می توان شعاع دایره خوبی‏ هایت را ترسیم کرد؟ «مدینه» با آن عظمتش، هیچ‏گاه ادعا نمی کند که تو را شناخته است.

 

*******

 

بر دل عاشقان امروزم نقش بست چرا که مهر پروردگار را درنقش نام تو سرود…

و امروز از حمدی که صورتگه عشق است ح را برگزید تا در نام تو حک کند…

و خدای بار دیگر مستی عشق را به جهان اموخت که درنام تو م را سومین گزید و در پایان دودمان انسان را به معراج سپرد تا که دال بر پایان نامت نشست….

پس محمد را نقش بست تا بگوید تو مهر حمد مستی عشق جاودان الهی و ابروی دودمان انسان هستی….

حضورت یعنی روشنی چشم جهان… قدم، قدم… دستم را بگیر…. میدانی که جز عشق تو هیچ ندارم.

 

*******

 

تو را با بوی عطر، با مهربانی، تو را با لبخند شراکت شادی ها شناختیم. سایه بان حمایت تو را هرگز هیچ خسته ای کم نیاورد و در انزوای غربت هیچ تنهایی، پس از بردن نام تو بی نصیب از شوق نماند. تو آمده بودی تا سلام کردن را حتی به کبوتران بیاموزی. بیشتر از باران برای تشنگی ها حقیقت داشتی. هموارتر از نسیم، گره گشای غنچه ها بودی.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید

سریال های درحال پخش

کودک و والدین

زناشویی

موزیک مدیا ویرگول

گیم کده